مرتضى راوندى

271

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عموما از نيروى بيان و قلمش زبون و ناچيز مىماندند ، از اين جهت به « حجة الاسلام » ملقّب گرديد . . . غزالى توسى ، هموطن فردوسى است . همانطور كه فردوسى عجم را به نظم پارسى شاهنامه زنده ساخت . غزالى اسلام را به نيروى دليل و برهان و شيوايى خامه و بيان ، تأييد نمود . كشور ايران را در ميان ممالك دنيا ، فردوسى به شعر و سخن و غزالى به فكر و تحقيق بلندآوازه ساختند و از اين رهگذر غزالى را همچون فردوسى حقى بزرگ به گردن اين آب و خاك است كه اگر مردمش سپاسگزارى نكنند ، روزگار را فراموشى نيست . تتبع در روح تاريخ ادبى و سير معنوى ملل و اقوام و از جمله ايرانيان اين نكته را برما آشكار ساخته است كه در يك دوره ، نابغه علمى يا ادبى ظهور مىكند و افكار و نوشته‌هاى او رواج مىگيرد و تا مدتى پس از وى هرقدر علما مىآيند زير نفوذ فكرى يا ادبى او قرار گرفته ، پيرامون كلمات و آثار وى مىگردند ، و كلمات او را سند قاطع شمرده ، در آثار و مؤلفات خويش مىآورند . . . غزالى يكى از نوابغ ايران است كه در قرن پنجم ظهور كرد و تا چند قرن ، هرچه علما و دانشمندان آمدند ، غالبا راويان آثار او بودند . . . » « 1 » وفات و مدفن غزّالى غزالى آنگاه كه براى تدريس نظاميّهء بغداد دعوت شد حدود پنجاه و چهار سال داشت و نامه‌يى را كه نقل كرديم يك سال پيش از وفاتش نوشت و تدريس نظاميّهء بغداد را نپذيرفت و در طوس بماند و همانجا خانقاهى براى صوفيان و مدرسه‌يى براى طلّاب داير داشت و اوقات شبانروز خويش را ميان عبادت خداى و خدمت خلق توزيع كرده بود . آنگاه كه سرگرم اين كارها بود ناگهان هنگام اجلش فرارسيد و در طابران طوس كه موطن و مولد وى بود بامداد روز دوشنبه چهاردهم جمادى الآخر سال پانصد و پنج هجرى قمرى ( 505 ه - 1111 م ) بدرود زندگانى گفت و همانجا مدفون گرديد . بنابراين مولد و مدفن او با فردوسى درست در يك‌جا بوده است . آخرين سخن غزّالى در دم مرگ اين بود كه اصحاب خود را به خلوص و اخلاص عمل وصيت كرد . ابن جوزى از قول احمد غزالى مىنويسد : « برادرم ابو حامد بامداد روز دوشنبه وضو گرفت و نماز گزارد ، پس كفن خواست و آن را ببوسيد و بر چشم نهاده گفت : سمعا و طاعته . پس خود به سوى قبله دراز كشيد و جان به جان آفرين تسليم كرد : نصيب حجة الاسلام زين سراى سپنج * حيات پَنجَه و پنج و وفات پانصد و پنج

--> ( 1 ) . غزالىنامه ، پيشين ، ص 112 تا 115 ( به اختصار )